ی. ژوئن 28th, 2026

دکتر امیر قاسمی، محقق و استاد میکروب‌شناسی ایرانی در آمریکا معتقد است که سیستم آموزش و توسعه علم در ایران مسیر اشتباهی را طی می‌کند و برای همگام شدن با دنیا، نیازمند یک بازنگری و تحول بنیادین است. داستان زندگی او، از دوران کودکی در همدان و تحصیل در دانشگاه تهران تا تأسیس شرکت دانش‌بنیان در کالیفرنیا، روایتی است از امید، سرخوردگی، و نقدی عمیق بر سیستمی که به گفته او، انگیزه را از نخبگان می‌گیرد و مسیر پیشرفت را برایشان ناهموار می‌سازد.

### از رؤیای دانشگاه تهران تا بن‌بست پژوهش

امیر قاسمی، متولد ۱۳۵۸، پس از گذراندن دوره کارشناسی میکروب‌شناسی در دانشگاه آزاد، با اشتیاق فراوان برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد وارد دانشگاه علوم پزشکی تهران شد؛ دانشگاهی که زمانی رؤیای او بود. اما این رؤیا به سرعت با واقعیت‌های تلخ فضای آکادمیک ایران برخورد کرد. او از اساتیدی یاد می‌کند که از نظر علمی به‌روز نبودند، به زبان انگلیسی تسلط نداشتند و حتی با قفل کردن در اتاق خود، راه هرگونه پرسش و تعامل علمی را بر روی دانشجویان می‌بستند.

با وجود این موانع، او با رتبه اول در آزمون دکتری وزارت بهداشت پذیرفته شد و تصمیم گرفت بهترین تحقیق ممکن را انجام دهد. پروژه دکتری او، که شش سال به طول انجامید، بر روی ساخت واکسن «ساب‌یونیت» برای بیماری تب مالت (بروسلوز) متمرکز بود؛ بیماری خطرناکی که در ایران شایع است. او با همکاری محققان برجسته‌ای چون دکتر محمود جدی تهرانی و دکتر امیرحسن زرنانی از مرکز ابن‌سینا، توانست این واکسن را توسعه داده و پتنت آن را در دانشگاه تهران ثبت کند. اما سرنوشت این پروژه تحقیقاتی، نمادی از مشکلات ساختاری پژوهش در ایران بود: پس از دفاع، واکسن در جریان جابه‌جایی‌ها گم شد و هیچ‌کس پیگیر تجاری‌سازی یا ادامه آن نشد. قاسمی با حسرت می‌گوید: «همه فقط می‌پرسیدند مقاله چاپ کرده‌ای یا نه؟ برای کسی مهم نبود که نتیجه این همه هزینه و تلاش چه شد.»

### تفاوت شگفت‌انگیز محیط تحقیق در ایران و جهان

تجربه یک فرصت مطالعاتی شش ماهه در موسسه تحقیقاتی «هلمهولتس» آلمان، چشم‌انداز جدیدی را پیش روی دکتر قاسمی گشود. او می‌گوید: «در آنجا با فضای واقعی تحقیق روبرو شدم. به هر دستگاه و ماده‌ای که نیاز داشتم، به سرعت دسترسی داشتم، در حالی که در ایران گاهی ماه‌ها در انتظار می‌ماندیم.» کیفیت و سرعت تحقیقات در آلمان به حدی بود که به گفته خودش، در آن شش ماه به اندازه ده سال در ایران کار تحقیقاتی انجام داد. نتیجه این دوره، مقاله‌ای درخشان در مورد تأثیر ویتامین D بر کاهش تکثیر ویروس «اپشتین بار» بود؛ تحقیقی که سال‌ها بعد در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ اهمیت آن مشخص شد.

همین تفاوت فاحش، او را مصمم کرد تا مسیر پژوهشی خود را در خارج از کشور ادامه دهد. او پس از مدتی تدریس به عنوان استادیار در دانشگاه علوم پزشکی کاشان و راه‌اندازی دو لابراتوار، به دلیل نبود امکانات لازم برای تحقیق روی واکسن، به آمریکا مهاجرت کرد تا زیر نظر دکتر «روی کورتیس»، یکی از پیشگامان تحقیقات واکسن در جهان، در دانشگاه فلوریدا دوره فوق دکتری خود را آغاز کند.

### از آکادمی تا صنعت: حلقه مفقوده در ایران

دکتر قاسمی در آمریکا وارد صنعت زیست‌فناوری شد و در شرکت‌هایی مانند «Cibus» به عنوان محقق ارشد فعالیت کرد. او در آنجا روی فناوری پیشرفته «توالی‌یابی نسل جدید» (NGS) و ویرایش ژنتیک برای مقاوم‌سازی گیاهان کار می‌کرد. این تجربه به او نشان داد که چگونه در آمریکا، صنعت و دانشگاه در یک چرخه پویا و سودآور با یکدیگر همکاری می‌کنند.

او توضیح می‌دهد: «در آمریکا، یک ایده تحقیقاتی در دانشگاه به سرعت توسط سرمایه‌گذاران خطرپذیر به یک استارتاپ تبدیل می‌شود. این استارتاپ‌ها با سرعتی چند برابر دانشگاه کار می‌کنند و در نهایت توسط غول‌های صنعتی مانند فایزر خریداری می‌شوند. این چرخه‌ای است که به همه انگیزه می‌دهد.» به نظر او، این «حلقه سرمایه‌گذار» در ایران وجود ندارد و همین امر باعث شده تا دانشگاه و صنعت مانند دو جزیره جدا از هم عمل کنند.

### تشخیص ریشه‌ای مشکلات و ارائه راه‌حل

دکتر قاسمی معتقد است که سیستم آموزشی و پژوهشی ایران از چند مشکل اساسی رنج می‌برد:

1. **عدم اهمیت به زبان انگلیسی:** او تأکید می‌کند که انگلیسی زبان علم است و ضعف اساتید و دانشجویان در این زمینه، آن‌ها را از جامعه علمی جهانی منزوی می‌کند.
2. **کتاب‌محوری به جای مقاله‌محوری:** در حالی که در دانشگاه‌های برتر دنیا، دانشجویان مقالات روز را تحلیل و نقد می‌کنند، سیستم آموزشی ایران همچنان بر محور کتاب‌های درسی می‌چرخد و خلاقیت را پرورش نمی‌دهد.
3. **نبود استمرار در پژوهش:** پروژه‌های تحقیقاتی با رفتن یک دانشجو یا استاد رها می‌شوند و تجربیات انباشته نمی‌شود، که این امر به اتلاف عظیم بودجه و زمان منجر می‌شود.
4. **استخدام بر اساس رابطه:** به گفته او، ورود اساتید فاقد صلاحیت علمی به دانشگاه‌ها، بزرگترین ضربه را به بدنه آکادمیک کشور می‌زند و انگیزه را از بین می‌برد.

راه‌حل پیشنهادی او یک «انقلاب» در سیستم است: «باید این سیستم را شخم زد و با استانداردهای جهانی یکپارچه کرد.» او پیشنهاد می‌کند که با استفاده از اساتید بین‌المللی و به‌ویژه نخبگان ایرانی خارج از کشور، سطح علمی دانشگاه‌ها ارتقا یابد و زیرساخت‌های لازم برای تحقیقات پایدار و متصل به صنعت فراهم شود.

### نگاه به آینده و توصیه‌ای به جوانان

امیر قاسمی که اکنون علاوه بر تدریس در دانشگاه نورث‌وست، شرکت تشخیص بیماری‌های عفونی خود را با نام «سینووادکس» (Sinovadex) تأسیس کرده، به آینده علم خوش‌بین است. او معتقد است فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی و ویرایش ژن، انقلابی در درمان بیماری‌ها ایجاد خواهند کرد و کشورهایی برنده خواهند بود که در این عرصه سرمایه‌گذاری کنند.

توصیه کلیدی او به جوانان ایرانی، تقویت زبان انگلیسی به عنوان کلید ورود به جامعه جهانی و حفظ امید و استانداردهای بالا در هر شرایطی است. او یادآوری می‌کند: «در خارج از کشور برای کسی فرش قرمز پهن نکرده‌اند. اما با تلاش و به‌روز بودن می‌توان مسیر موفقیت را پیمود.» داستان دکتر قاسمی، چراغ راهی است برای درک چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی علم و فناوری در ایران؛ داستانی که با یک سوال اساسی به پایان می‌رسد: آیا ایران برای حفظ و بهره‌برداری از نخبگان خود، آماده یک تحول بنیادین هست؟

By admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *